خلوتی با عطار
(۱۰) حکایت بایزید با آن مرد سائل که او را در خواب دید
بخش دوازدهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی در خواب دید آن مرد بیدارکه ناگه بایزید آمد پدیدار
۲
بدو گفتا که ای شیخ زمانهچه گفتی با خداوند یگانه
۳
چنین گفت او که امر آمد ز درگاهکه ای سالک چه آوردیم از راه
۴
بحق گفتم که آوردم گناهتولی شرکت نیاوردم ز راهت
صفحهٔ ۱ از ۳