خلوتی با عطار
(۹) حکایت آن مرغ که در سالی چهل روز بیضه نهد
بخش سیزدهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی مرغیست اندر کوه پایهکه در سالی نهد چل روز خایه
۲
به حد شام باشد جای او رابه سوی بیضه نبوَد رای او را
۳
چو بنهد بیضه در چل روز بسیارشود از چشمِ مردم ناپدیدار
۴
یکی بیگانه مرغی آید از راهنشیند بر سر آن بیضه آنگاه
صفحهٔ ۱ از ۶