شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۱۹) حکایت مرد مجنون و رعنایان

بخش سیزدهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بره دربود مجنونی نشستهکه می‌رفتند قومی یک دو رسته
۲
مگر آن قوم دنیاوار بودندکه غرق جامه و دستار بودند
۳
ز رعنائی و کبر و نخوت و جاهچو کبکان می‌خرامیدند در راه
۴
چو آن دیوانهٔ بی خان و بی مانبدید آن خیلِ خود بین را خرامان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth