خلوتی با عطار
(۲) حکایت نمرود
بخش چهاردهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی کَشتی شکست و هفتصد تندرآب افتاد و باقی ماند یک زن
۲
زنی برتختهٔ آنجا مگر ماندبزاد القصّه وز وی یک پسر ماند
۳
چو بنهاد آن زن آشفته دل بارفرو افتاد در دریا نگونسار
۴
بر آن تخته بماند آن کودک خردپیاپی موجش از هر سو همی برد
صفحهٔ ۱ از ۹