شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۸) حکایت ابراهیم ادهم با خضر علیه السلام

بخش پانزدهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشسته بود ابراهیمِ ادهمپس و پیشش غلامان دست بر هم
۲
یکی تاج مرصّع بر سر اوبغلطاقی مغرّق در بر او
۳
درآمد خضر بی فرمان در ایوانبصورة چون یکی مرد شُتُربان
۴
غلامان را ز بیمش دم فرو شدکسی کو را بدید از هم فرو شد
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth