شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۱) حکایت گوسفندان و قصّاب

بخش هفدهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنین گفت آن امیر دردمندانکه نیست این بس عجب از گوسفندان
۲
که می‌آرند ایشان را بخواریکه تا بُرّند سرهاشان بزاری
۳
که بی عقلند و ایشان می‌ندانندازان سوی مقابر چون روانند
۴
ازان قصّاب می‌باید عجب داشتکه او هم علم دارد هم طلب داشت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth