خلوتی با عطار
(۱۰) حکایت شاهزاده و عروس
بخش نوزدهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی شه زادهٔ خورشید فر بودکه بینائی دو چشم پدر بود
۲
مگر آن شاه بهرِ شاه زادهعروسی خواست داد حُسن داده
۳
بخوبی در همه عالم مَثَل بودسر خوبان نقّاش ازل بود
۴
سرائی را مزّین کرد آن شاهسرائی نه، بهشتی بهرِ آن ماه
صفحهٔ ۱ از ۱۲