شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۱) حکایت شیخ با ترسا

بخش بیستم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یکی شیخی نکو دل صاحب اسرارشبانگاهی برون آمد ببازار
۲
که لختی ترّه برچیند ز راهیکه گُر سنگیش می بُد گاه گاهی
۳
یکی ترسا کُمَیتی بر نشستهبر او زینی مرصّع تنگ بسته
۴
غلامان پیش و پس بسیار با اودو چاری خورد در بازار با او
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth