خلوتی با عطار
المقالة الحادی و العشرون
بخش بیست و یکم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پسر گفتش بهر پندم که دادیبهر پندی مرابندی گشادی
۲
مرا صد مشکل از پند تو حل شدمِس من با زر رُکنی بَدَل شد
۳
سخنهای تو یکسر سودمندستبغایت هم مفید و هم بلندست
۴
ولی زانم هوای کیمیا خاستکزو هم دین و هم دنیا شود راست
صفحهٔ ۱ از ۲