خلوتی با عطار
(۶) حکایت احمد غزالی
بخش بیست و دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به پیش پاک بازان دلفروزچنین گفت احمد غزّال یک روز
۲
که چون بهر جمال یوسف خوببمصر آمد زبیت الحُزن یعقوب
۳
درآمد تنگ یوسف پیش او درگرفت آن تنگ دل را تنگ در بر
۴
فغان در بسته بُد یعقوب ناگاهکه کو یوسف مگر افتاد در چاه
صفحهٔ ۱ از ۳