خلوتی با عطار
(۹) حکایت بایزید با مرد مسافر
بخش بیست و دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برای بایزید آمد ز جائیغریبی، در بزد چون آشنائی
۲
میان خانه در شیخ نکورایبفکرت ایستاده بوده بر پای
۳
بدو گفتا نگوئی کز کجا ام؟غریبش گفت مردی آشناام
۴
غریبم آمده بهر لقائیببوی بایزید از دور جائی
صفحهٔ ۱ از ۷