شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۴) حکایت وفات اسکندر رومی

بخش پایانی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو اسکندر ز دنیا رفت بیرونحکیمی گفت ای شاه همایون
۲
چو زیر خاک می‌گشتی چنین گمچرا می‌کردی آن چندان تنّعم
۳
دریغا و دریغا روزگارمکه دایم جز دریغا نیست کارم
۴
چو نقد روزگار خود بدیدمامید از خویشتن کلّی بریدم
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth