خلوتی با فخرالدین اسعد گرگانی
بخش ۹ - خواستن موبد شهرو را و عهد بستن شهرو با موبد
ویس و رامین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان آمد که روزی شاهِ شاهانکه خوانْدَنْدَش همی موبد منیکان
۲
بِدید آنْ سیمتَن، سروِ روان رابُتِ خَندان و ماهِ بّانُوان را
۳
به تنهایی، مَر او را پیشِ خود خوانْدبه سانِ ماهِ نو، بر گاه بِنْشانْد
۴
به رنگِ رویِ آنْ حورِ پَّریزادگلِ صَّدبَرگْ یک دسته بِدو داد
صفحهٔ ۱ از ۱۴