خلوتی با عطار
بخش ۴ - رفتن باز بطلب بلبل و خواندن او را بسلیمان
بلبل نامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روان شد باز تند و تیز منقاربخون بلبل زار کم آزار
۲
به زهر آلوده کرده تیغ و چنگالبه هیبت بازگسترده پر و بال
۳
بساط خدمت سلطان ببوسیدز سر تا پای خود جوشن بپوشید
۴
چنان مستغرق فرمان شه شدبجای پا سرش بر خاک ره شد
صفحهٔ ۱ از ۴