شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

بخش ۱۱ - عجز آوردن بلبل به پیش باز و دستوری طلبیدن او

بلبل نامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بدو گفت ای تو هم نیش و توهم نوشبمن رسوای عالم پرده درپوش
۲
چو کردی لطف و بنمودی بزرگیچو شیران رحم کن بگذر ز گرگی
۳
مرا بگذار تا بهر سلیمانبسازم تحفهٔ مدح از دل و جان
۴
که شرط مرد دانا این چنین استبه هر کاری که باشد پیشه این است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth