شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

بخش ۳ - الحکایه و التمثیل

بخش هفدهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شنودم من که پیری را مقرببه سختی درد دندان خاست یک شب
۲
فغان می‌کرد تا وقت سحرگاهیکی هاتف زفان بگشاد ناگاه
۳
که یک امشب نداری سر به بالینچرا بر حق زنی تشنیع چندین
۴
دگر شب نیز از شرم خداوندبه خاموشی زفان آورد در بند
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth