خلوتی با عطار
شمارهٔ ۵
باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانهاست در آن جهان بر انبار زدهتنهاست درین بر در و دیوار زده
۲
تا چند ز جان و تن دری میبایدهر ذرّه دری است، لیک مسمار زده
صفحهٔ ۱ از ۱