خلوتی با عطار
شمارهٔ ۳۷
باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هم شیوهٔ سودای تو نتوان دانستهم وعدهٔ فردای تو نتوان دانست
۲
میباید بود تا ابد بی سر و پاچون ره به سر و پای تو نتوان دانست
صفحهٔ ۱ از ۱