خلوتی با عطار
شمارهٔ ۳۹
باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر هیچ ندیدم من و گر دیدم منخود را ز بدانِ بد بتر دیدم من
۲
مویم همه شد سپید و بر خویش بگشتامّا سرِ مویی بنگر دیدم من
صفحهٔ ۱ از ۱