خلوتی با عطار
شمارهٔ ۲۴
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردا که دلم به هیچ درمان نرسیدجانش به لب آمد و به جانان نرسید
۲
در بی خبری عمر به پایان آمدو افسانهٔ عشق او به پایان نرسید
صفحهٔ ۱ از ۱