خلوتی با عطار
شمارهٔ ۳۶
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر روز به عالمی دگرگون برسیهر شب به هزار بحر پرخون برسی
۲
گفتی: «برسم درو و باقی گردم»چون کس نرسد درو، درو چون برسی
صفحهٔ ۱ از ۱
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن