خلوتی با عطار
شمارهٔ ۴
باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر دل گرهی بستم و بر جان باریو افتاد بر آن گره، گره بسیاری
۲
پوشیده نمانَد سرِ مویی کاریگر باز شود این گرهم یک باری
صفحهٔ ۱ از ۱
باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن