خلوتی با عطار
شمارهٔ ۹
باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تاکی نفسی از سر صد درد زدنخونابهٔ اشک بر رخ زرد زدن
۲
چون هست دل چو آهنت بر من سردبیهوده بود بر آهن سرد زدن
صفحهٔ ۱ از ۱
باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق