خلوتی با عطار
شمارهٔ ۸
باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش آمد و گفت: ای شب و روزت غمِ منهرگز نشوی تا تو توئی همدمِ من
۲
من خورشیدم تو سایهای بر سرِخاکتا محو نگردی نشوی محرَمِ من
صفحهٔ ۱ از ۱
باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق