خلوتی با عطار
شمارهٔ ۶۴
باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا زلف ترا به خونِ دل، رای افتاددل در سرِ زلفِ تو به صد جای افتاد
۲
از بس که سرِ زلفِ تو کردند به خمدیدم که سرِ زلفِ تو در پای افتاد
صفحهٔ ۱ از ۱