خلوتی با عطار
شمارهٔ ۱۸
باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم: «کس را روی تو و موی تو نیستتیر مژه و کمان ابروی تو نیست»
۲
چشمش به زبانِ حال گفتا: «از تیرمگریز که این کمان به بازوی تو نیست»
صفحهٔ ۱ از ۱