خلوتی با عطار
شمارهٔ ۹
باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زانگه که مرا سوی تو آهنگ افتادصبر از دلِ من هزار فرسنگ افتاد
۲
هر کز دهنِ تو یک شکر کرد سؤالتا در نگریست در دمی تنگ افتاد
صفحهٔ ۱ از ۱
باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق