خلوتی با عطار
شمارهٔ ۲۷
باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم:«شکری از دهنت، درگذریناگه ببرم تا که بیابم دگری»
۲
گفتا: «دهنی چو چشم سوزن دارمبیرون نشود زچشم سوزن شکری»
صفحهٔ ۱ از ۱
باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق