خلوتی با عطار
شمارهٔ ۱۳
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: در دلم خونم سوختکاتش همه شب درون و بیرونم سوخت
۲
این طرفه که آتشی که در سر دارمچون آب ز سرگذشت افزونم سوخت
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع