خلوتی با عطار
شمارهٔ ۲۳
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد وگفت: جاودان افتادنبه زانکه چو من به هر میان افتادن
۲
از شهد چو موم نقره دور افتادمبر نقره ازین بِهْ نتوان افتادن
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع