خلوتی با عطار
شمارهٔ ۳۶
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد زار زار و میگفت به رازحال من و آتش است با سوز و گداز
۲
من کرده به درد گریهٔ تلخ آغازبرّیده ز من یار به شیرینی باز
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع