شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

بخش ۲۱ - حکایت

دفتر اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی حلّاج را دیدند در خواببریده سر به کف مانند جلّاب
۲
بدو گفتند چونی سر بریدهبگو تا چیست این جام گزیده
۳
چنین گفت او که سلطان نکونامبه دست سر بریده میدهد جام
۴
کسی این جام معنی میکند نوشکه کردست او سر خود را فراموش
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth