شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

بخش ۴۱ - حکایت

دفتر اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر پیری ز پیران رسیدهطلب میکرد مردی راز دیده
۲
یکی پیری بزرگی با ادب بودز شوق دوست دائم در طلب بود
۳
بسی در عین طاعت کرده کوششچو دریا بود او در عین جوشش
۴
همیشه صاحب درد و الم بودولی در عشق او صاحب قدم بود
صفحهٔ ۱ از ۱۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth