خلوتی با عطار
بخش ۱۸ - الحكایة و التمثیل
آغاز کتاب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیک مردی بود از زن پای بستپیش رکن الدین اکافی نشست
۲
پس ز دست زن بسی بگریست زارگفت بی او یکدمم نبود قرار
۳
نه طلاقش میتوانم داد مننه توانم گشت از او آزاد من
۴
زانکه جانم زنده از دیدار اوسترونقم از نازش بسیار اوست
صفحهٔ ۱ از ۸