خلوتی با عطار
بخش ۳۴ - الحكایة و التمثیل
آغاز کتاب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش ذوالقرنین شد مردی دژمسیم خواست از شاه عالم یک درم
۲
شاه کان بشنود گفت ای بی خبراز چو من شاهی که خواهد این قدر
۳
گفت پس شهری ده و گنجی مراتا براید کار بی رنجی مرا
۴
گفت چندینی بشاه چین دهندتو که باشی تا ترا چندین دهند
صفحهٔ ۱ از ۴