خلوتی با عطار
بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کرد در کشتی یکی گبری نشستموج برخاست و شد آن کشتی ز دست
۲
سخت میترسید گبر هیچ کسگفت ای آتش مرا فریاد رس
۳
گفت ملاحش خموش ای ژاژ خایآتش اینجا کی شناسد سر ز پای
۴
موج چون هم مردکش هم سرکش استدر چنین موجی چه جای آتش است
صفحهٔ ۱ از ۲