خلوتی با عطار
بخش ۱ - المقالة الرابعه
بخش چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سالک سرکش سر گردن کشانپیش عزرائیل آمد جان فشان
۲
گفت ای جان تشنهٔ دیدار تونفس گو سر میزن اندر کار تو
۳
طاقت هجران نداری اینت خوشجان بجانان میسپاری اینت خوش
۴
فالق الاصباح فی الاشباح توباسط الید قابض الارواح تو
صفحهٔ ۱ از ۸