شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

بخش ۴ - الحكایة و التمثیل

بخش چهارم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن یکی دیوانه بر گوری بخَفتاز سرِ آن گور یک دم می‌نرفت
۲
سائلی گفتش: «که تو آشفته‌ایجملهٔ عمر از چه اینجا خفته‌ای
۳
خیز سوی شهر آی، ای بی‌قرار!تا جهانی خلق بینی بی‌شمار»
۴
گفت: «این مُرده، رهم ندهد به راههیچ -می‌گوید- مرو زین جایگاه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth