خلوتی با عطار
بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیل
بخش چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون سکندر را مسخر شد جهانوقت مرگ او درآمد ناگهان
۲
گفت تابوتی کنید از بهر مندخمهٔ سازید پیش شهر من
۳
کف گشاده دست من بیرون کنیدنوحه بر من هر زمان افزون کنید
۴
تا زمال و لشکر و ملک و شهیخلق میبینند دست من تهی
صفحهٔ ۱ از ۲