خلوتی با عطار
بخش ۳ - الحكایة و التمثیل
بخش هفتم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفت نوشروان درآن ویرانهٔدید سر بر خاک ره دیوانهٔ
۲
ناله میکرد و چونالی گشته بودحال گردیده بحالی گشته بود
۳
از همه رسم جهان و آئین اوکوزهٔ پر آب بر بالین او
۴
در میان خاک راه افتاده بودنیم خشتی زیر سر بنهاده بود
صفحهٔ ۱ از ۸