خلوتی با عطار
بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
بخش هشتم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفت چون صحرا همه پربرف گشترفت ذوالنون در چنان روزی بدشت
۲
دید گبری را ز ایمان بی خبردامنی ارزن درافکنده بسر
۳
برف میرفت و بصحرا میدویددانه میپاشید و هرجا میدوید
۴
گفت ذوالنونش که ای دهقان راهاز چه میپاشی تو این ارزن پگاه
صفحهٔ ۱ از ۵