خلوتی با عطار
بخش ۸ - الحكایة و التمثیل
بخش بیستم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود مجنونی همیشه بی کلاهبرهنه سر میشدی دایم براه
۲
سائلی گفتش که ای شوریده نامبرهنه سر از چه میباشی مدام
۳
گفت سرپوشیده زن باشد نه مرداین سؤال بد که تو کردی که کرد
۴
گفت پایت از چه باری برهنهستگفت ای احمق سری کو یک تنهست
صفحهٔ ۱ از ۲