خلوتی با عطار
بخش ۱۴ - الحكایة و التمثیل
بخش بیست و هفتم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفت آن دیوانه بس بی برگ بودزیستن بر وی بتر از مرگ بود
۲
در شکم نان برجگر آبی نداشتدر همه عالم خور و خوابی نداشت
۳
از قضا یک روز بس خوار و خجلسوی نیشابور میشد تنگدل
۴
دید از گاوان همه صحرا سیاههمچو صحرای دل از ظلم و گناه
صفحهٔ ۱ از ۷