خلوتی با عطار
بخش ۳ - الحكایة و التمثیل
بخش سیهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرغکیست استاده چست افتاده کارنیست بر شاخش چو هر مرغی قرار
۲
جملهٔ شب تا بروز او نعره زنمی در آویزد به یک پا خویشتن
۳
جملهٔ شب بی قراری میکندنالهٔ خوش خوش به زاری میکند
۴
چون همه شب بر نیاید کار اوخون چکد یک قطره از منقار او
صفحهٔ ۱ از ۳