خلوتی با عطار
بخش ۴ - الحكایة و التمثیل
بخش سی و هشتم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود پیری عاجز و حیران شدهسخت کوش چرخ سرگردان شده
۲
دست تنگی پایمالش کرده بودگرگ پیری در جوالش کرده بود
۳
بود نالان همچو چنگی ز اضطرابپیشهٔ او از همه نقلی رباب
۴
نه یکی بانگ ربابش میخریدنه کسی نان ثوابش میخرید
صفحهٔ ۱ از ۸