خلوتی با عطار
بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
بخش چهلم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفت شبلی ابتدا پیش جنیدگفت هستم پای تا سر جمله قید
۲
می چنین گویند در هر کشوریکآشنائی را تو دادی گوهری
۳
یا ببخش و گوهرم همراه کنیا نه بفروش و مرا آگاه کن
۴
گفت اگر بفروشم این گوهر تراچون بها نبود کند مضطر ترا
صفحهٔ ۱ از ۲