شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زخود سری بدرآرم چه خوش بود بخدا زپوست مغز برآرم چه خوش بود بخدا
۲
فکنده ام دل و جانرا بقلزم غم عشق اگر دری بکف آرم چه خوش بود بخدا
۳
کنم زخویش تهی خویشرا ازخود برهم زغم دمار بر آرم چه خوش بود بخدا
۴
زدیم از رخ جان زنک نقش هر دو جهان که روبروی توآرم چه خوش بود بخدا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth