شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جمال تست بروز آفتاب روزن ماخیال تست بشبها چراغ مسکن ما
۲
گرفت از تن ما ذره ذره داد بجان زیمن عشق تو شد رفته رفته جان تن ما
۳
گمان مبر که بیک جا نشسته ام فارغدو کون طی شد و یک کس ندید رفتن ما
۴
دل من آهن و عشق تو بود مغناطیس ربود جذبهٔ آهن ربای آهن ما
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth