شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۱۶

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای سرفراز شهی کز بن دندان چو خلال به غلامی درت قیصر و خاقان بر خاست
۲
به هوای چمن خلق تو جان داد به باد هر نسیمی که از اطراف گلستان برخاست
۳
زان سر زلف بریدند که دردورانت فتنه از زیر سر زلف پریشان برخاست
۴
ای سبا خوف که از جود تو در بحر نشست وی سبا ناله که از عهد تو ازکان برخاست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth