خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۱۰ - شب
فراق نامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی همچو روز قیامت دراز پریشان چو موی بتان طراز
۲
هوا نقطهای بود گفتی سیاه ز تاریکیش چرخ گم کرده راه
۳
همه روشنان فلک گشته جمع شده طالب روشنایی چو شمع
۴
تو گفتی که گردون نهان کرد مهر و یا ایزد از وی ببرید مهر
صفحهٔ ۱ از ۲۳